خب همون طور که خودتون دیدین ، نظرات خیلی خوب و متنوعی درباره پست افزایش جمعیت دریافت کردم که واقعا جاش بود همون موقع جواب بدم که سرم شلوغ شد و این امکان پیش نیومد اما بد هم نشد که الان می تونیم جمع بندی کنیم و یه مقاله مناسبی هم در این باره بنویسیم .
یکی از دوستان گفته بود که نرخ رشد جمعیت خوبه و با 1.4% رشد دچار پیری نمیشیم . خدمت این دوست باید عرض کنم که دقیقا این طور نیست چون همین عدد باقی نمی مونه و اگه این روند ادامه پیدا کنه 10سال بعد رشد جمعیت می رسه به 0.57% ، 10سال بعدش می رسه به 0.15% و در سال 1420 ما رشد منفی 0.12% رو خواهیم داشت! واین یعنی نسل جدید و جوون ،کم و کم تر اضافه میشن و طبیعتا کهن سالا بیشتر و بیشتر میشن به طوری که همین الان 40% جمعیت سالمند اند و 30سال بعد بالای 65% سالمند خواهیم داشت .
دوستانی گفته اند که همین حالا هم جمعیت ایران زیاد هم هست و امکانات به همه به تناسب نرسیده و بهتره که جمعیت ایران حتی کمتر هم بشه . خب این حرف ، حرف حسابی ایه و واقعا همینه . همین الانش مشکل کمبود انرژی داریم ، مشکل کمبود آب داریم ، موادغذایی به درستی به دست ما نمی رسه ، برای جوونا شغل مناسب به سختی گیر میاد و ...و ...و .
اما خدمت اون دست از دوستان عرض کنم کم شدن جمعیت به شکل دلخواه ما رخ نمی ده ، اولا این که جوونا کمتر میشن و این طی دو نسل موقعیت رو بدتر هم می کنه ، ثانیا همین الان می بینیم که افراد مرفه تر و تحصیل کرده تر یا ازدواج نمی کنند یا اگه می کنند بچه ندارند یا اگه دارند یکی بیشتر نمی آورند . اما خانواده های فقیرتر و یا بی سوادتر بازهم زودتر ازدواج می کنند ،و بدون هیچ گونه جلوگیری ای چندتا چندتا فرزند آوری می کنند، پس این طوری وقتی به مثلا 40سال بعد نگاه می کنیم تناسب جمعیتی رو می بینیم که چجوری باز هم به اون سمت می ره . همین الانش ما گرفتاری این رو داریم که مردم ما اهل مطالعه نیستند ، با سواد نیستند و به راحتی عده ای گولشون می زنند ، شما فکر کن نسل بعدی و بعدی چی قراره بشه ؟
همون طور که گفتین ما بر خلاف کشورهای غربی نمی تونیم مهاجر درست حسابی هم وارد کنیم که مثل اونا تاپ ترین افراد کشورهای دیگه رو بیاریم تو کشورمون ، کاری که امثال کانادا و استرالیا دارن می کنن ، کسی دلش نمی خواد بیاد این جا که ، ما در کشور رو باز کنیم یه عده که از خودمون بدبخت تر هم هستند میان اینجا و قوز بالای قوز میشه
پس اگه این خانه رو دوست داریم و می خوایم همون طور که تو این چند هزار سال باقی مونده باز هم باشه خب راهش این هست که خانواده ها میانگین 2تا بچه داشته باشند و دولت باید اول از همه شرایط اقتصادی رو تسهیل کنه ، اوضاع اجتماعی رو از این قبض و گرفتگی دربیاره ، سیاستهای تشویقی حسابی داشته باشه مثل کشورای اسکاندیناوی ، نه تنبیهی که می ندازیمتون زندان و غیره .
این از این .
اما یه سوال بسیار مهمی هم توسط چند نفر مطرح شد و اون این بود که از جنبه اخلاقی به موضوع فرزند آوری نگاه کرده بودن که اصلا آیا این کار درسته ؟ که اگر بچه بزرگ شد و صاف تو چشات نگاه کرد و گفت چرا من رو آوردی به این دنیا؟ چی جواب داریم بدیم؟ و دوستی هم ذکر کرده بود که جدیدیا به خاطر بی حوصلگی و تنبلی نمی خوان بچه دار شن که هردوی این کامنتها جای جواب جداگانه ای داره که من توی پست بعدی حتما بهش خواهم پرداخت
فعلا رخصت .
گرفتاری شغلی باعث شد که نتونم جواب دوستان رو به اختصاص برای هر کدوم در مورد پست قبلی ( افرایش جمعیت ) زیر هر کامنت بنویسم و فقط تایید کردم . بعد هم این که دیدم کامنتهای خوب و مغزداری نصیب بردیم پس بهتره پست بعدی رو هم که احتمالا شنبه منتشر میشه ، روی همین کامنتهاتون بمونیم و همون ها رو هم جواب بدم و هم تا جای ممکن بحث کنیم .
پس شرمنده دوستان که جوابهاشون تا شنبه به تاخیر می افته .
فعلا رخصت

نمی دونم ، واقعا نمی دونم چرا سیاست گذارا و برنامه ریزای این کشور این قده می خوان از بی خودترین و بی ارزش ترین و دم دستی ترین راه حل ها برای افزایش دوباره جمعیت استفاده کنن ؟ یعنی اینا نمی خوان مخ ها رو از آکبندی درآرن ؟
امروز یه پوستر بزرگ رو دیدم که به دیوارهای ایستگاه مترو زده بودن و نصفش آیات و روایات از معصومین بود که تا می تونین جمعیت مسلمین رو افزایش بدین یا این که مثلا استدلال کرده بود که جمعیت هر کشوری بیشتر باشه کشور قدرتمندتری هستن و ایران همین الان ظرفیت این رو داره که تا سه برابر جمعیت بیشتری داشته باشه ! ( طرف تا 200میلیون رو جاداده بود) و این که مقصر این وضع که زوجهای جوون تن به بچه دار شدن نمی دن رو ادامه تحصیل ، کار کردن زنها و توقعات زوجها از زندگی به سبک زندگی غربی دونسته بود و یه سری دیگه از این چرند و پرند ها نوشته بود . از این پوسترها باز هم بود .
حقیقت اینه که من با اصل قضیه موافقم . بچه دار شدن رو تایید می کنم . اونم نه یکی . خودتون که می دونین دو تا پسر دارم که خیلی هم آتیش پاره ان و یه وقتا من و باران رو عاصی هم می کنن . اما جمعیت ما که داره رو به پیری می ره و زوجهای ما تن به بچه دار شدن نمی دن ، راهش این نیست که چرت و پرت تحویلشون بدیم که زن ها درس نخونن یا نرن سر کار یا تهدید به زندانشون کنیم یا وسایل پیشگیری رو از دم دست جمع کنیم که مردم از ترس یا الله بختکی برن تو اتاق خواب و 9 ماه بعد یکی دیگه به جمعیت ایران اضافه بشه که !
آقایون شما فکر درست و عاقلانه کنین . عده قابل توجهی از زوج ها به خاطر نا امنی اقتصادی که ثمره زمامداری شماست بچه دار نمی شن و عده قابل توجهی هم به خاطر نا امنی اجتماعی که موجبش شمایین . شما بیا این دو تا عامل رو درست کن مطمئن باش خود مردم بدون نیاز به تشویق و تنبیه شما دست به کار می شن به جان شما !

رد کارپت، ایده خوب و تازه ای تو سینمای ما داره ولی عطاران نتونسته اون رو به اندازه یه فیلم سینمایی خوب بسطش بده . ایده که عالیه . یه عشق سینمای آس و پاس خودش رو به کن برسونه تا با اسپیلبرگ کبیر ملاقات کنه و ایده اش رو به اون برسونه !
عطاران پا میشه واقعا می ره کن تو همون ایام جشنواره . جاهایی فیلم برداری های رو دست می کنه و آدمای مشهور رو اکثرا از دور به تصویر می کشه . برخوردش با فرانسویا بامزه است ولی فیلمش ، فیلم نیست و ظرفیتش نهایتا برای یه فیلم کوتاه 45 دقیقه ای است .
تو مریضیا ،سرماخوردگی یه چیز نرمالیه که معمولا سالی یکی دو بار برای آدم اتفاق می افته و معمولا هم چیز خطرناکی نیست و بعد یه دوره 4 تا 6 روزه خوب می شه ( برای من که این جوریه ) و پا می شی مثل قبل می ری دنبال کار و زندگیت .
اما توی همین مریضی نرمال ، این قده من نوعی احساس بیچارگی می کنم که بیا و ببین . انگاری که غم عالم می شینه روی دلم که آخ بدنم درد می کنه ، آخ سر گیجه دارم ، آخ آبریزش بینی دارم ، به سختی از جام جرکت می کنم و وقتی که روزی مثل امروز بعد از تقریبا 5 روز صبح از خواب پا می شم و می بینیم که نصف مشکلاتم مرتفع شده این قده خوشحال می شم که انگار برنده یه جایزه خیلی بزرگ شدم .
می خوام بگم واقعا که قدیمیا می گفتن سلامتی بهترین نعمته ، عالی و درست گفتن . حالا من که مشکل خاص جسمی ای ندارم که همیشه آزارم بده ولی وقتی فکر می کنم به این کسایی که مریضیهایی مهم و همیشگی دارن که جسمشون رو می تراشه ، با خودم فکر می کنم واقعا این بندگان خدا چجوری زندگی می کنن؟
یه وقتا فکر می کنم اگه من جای کسی بودم که ناقص العضوه ، دست یا پا نداره ، کسی که سرطان داره ، کسی که هموفیلی داره ، کسی که ام اس داره ، تنگی نفس مزمن داره ، دیالیزیه و ده ها بیماری دیگه ، واقعا چجوری با زندگیم برخورد می کردم ؟ اصلا می تونستم دیگه شاد و سر حال باشم ؟ می تونستم به زندگیم امید داشته باشم ؟ منی که با یه سرماخوردگی ساده روحیه ام رو از دست می دم ، چجوری می تونستم با این مشکلات بزرگ کنار بیام ؟