کافه رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

کافه رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

والدین


پریشب چن تا از رفقا اومده بودن تا با شوهر آشا رو که قرار بود به دانمارک مهاجرت کنه خداحافظی کنن . قرارشون تو خونه ما بود . خود آشا جلوتر رفته بود . بین صحبتا گل انداخت و همه خندیدن که مسی بیچاره چه فحشایی خورد از این ملت و من هم خندیدم و تموم شد . اما این دو روزه موضوع مسی و فرناندا لیما و رفلکس فحاشانه ای که مردم و عمدتا جوونای اصطلاحا نسل چهارمی (همونایی که بین 15 تا 25 ساله اند الان و طبق آمارپارسال ، 70%کاربرای اینترنت اینها هستند و بیش از این مقدار هم عضو فیس بوک اند) برای کری خوندن انتخاب کردن  ، فکر من رو مشغول کرده .


راستش رفقا ما نباید این نسل رو سرزنش کنیم که چرا شما این جوری هستین ؟ مگه اینا از کره مریخ اومدن و نسل امروز ما شدن ؟ مگه غیر از اینه که تربیت شده همین آب و خاک و فرهنگن ؟ شما بیاین ببینین پدرمادرهای اینها کی ها هستن . این نسل چهارم رو مگه غیر این پدر مادرها تربیت کردند ؟ همین پدرمادرهایی که یه گروه سنی حدودا 40 تا 50ساله رو تشکیل می دهند ، اینا ، این پدرمادرهای فعلی خودشون تو چه شرایطی بزرگ شدند ؟


مثلا هنوز بچه 10ساله بوده که انقلاب رو دیده ، شورش های داخلی رو دیده ، ترورها و بمبگذاری ها رو دیده ، چند سال بزرگتر شده جنگ رو دیده بی خانمانی هموطنهاش رو دیده ، موشک بارون شهرها رو دیده ، قحطی و کمبود و صفهای طولانی و کوپن ارزاق رو دیده ، هر روز هرروز سر صف مدرسه شعار مرگ بر این و مرگ بر اون سرداده ، پدرش ، عموش ، داییش ، برادر بزرگش رو دیده که عمودی جبهه رفته و افقی برگشته ، به جوونی رسیده دیده که کسایی که هیچ نقشی تو اون بحران ها نداشتند خودشون رو رسوندن و نشستن سر سفره غنائم و عمده سهم رو طلب کردند و به این و خونوادش چیزی جز بخور و نمیری نرسیده و . . .


شما جای این شخص باشین چه آدمی میشین ؟ این همه بحران رو دیده . بعد دیده که یه جاهای اخلاص داشته ولی کسایی حقه باز تر و دودوزه باز تر ازش جلو زدن . دائم تو تریبون ها و رسانه ها براش تقسیم بندی کردن که ما خوبیم و بقیه بد .خب این چه تاثیری در روحیه و شخصیت این بنده خدا گذاشته ؟ خب حالا این آدم 15سال قبل ، 20سال قبل ازدواج کرده با یکی مثل خودش و بچه دار هم شدند . اینا دیگه چی می خوان به بچه هاشون یاد بدن ؟ جز این که هیچ چیزی ارزش نداره جز خودت ؟


نمی خوام بگم همه دلیل رفتارهای ناهنجاری که می بینیم اینهاست ها . نه تقلیلش نمی دم و در ضمن نمی خوام کار ناشایست اینها و والدین اینها رو ماستمالی کنم . ولی مشخصه که این دلیل ، دلیل مهم و قابل اعتناییه . رفقای من ، خرابی ای که تو یه مملکت به وجود میاد تاثیر اساسی اش در دو نسل بعد هویدا میشه و این بچه ها محصول این 30سال اخیرند .


مدال طلای انرژی ما


                                                                                        ترکیب مصرف انرژی در ایران

این روزهای آخر پاییز که هوا داره سرد و سردتر می شه و طبیعتا استفاده از شوفاژها ، رادیاتورها ، فن  کوئل ها ، بخاری های نفتی و گازی ، پکیج ها ، ... بیشتر و بیشتر، من رو یاد آماری انداخت که متاسفانه دونستنش آدم رو حسابی ناراحت می کنه . اون آمار مربوط به مصرف انرژی ما بود که معاون پژوهشی رئیس جمهور اعلام کرد و مقایسه ای که با کشورهای دیگه شده بود .


گه بهتون بگم که ما ایرانیا ، با فقط 75میلیون نفر ، 2برابر چینی ها که 17برابر ما جمعیت دارند و 4 برابر هندی ها که 15برابر ما جمعیت دارند مصرف یا به زبون راحت تر تلف کردن انرژی داریم ، براتون عجیب نیست؟ شاید بعضی هاتون بگین که خب مثلا هند کشور گرمیه و چین هم مردمش فقیرند و نمی تونن انرژی رو مصرف کنن که حرف دقیقی نیست ولی درباره این که مصرف ما به اندازه 8برابر کل قاره اروپاست چی می گین ؟ اروپا هم هم جای سردتریه و هم مردم مرفه تری داره و این که جمعیت قاره اروپا 10برابر جمعیت ماست ؟ دوست من که مدتیست به دانمارک مهاجرت کرده از صرفه جویی مردم اون دیار تو گرم کردن خونه هاشون در شگفتی فرو رفته . دانمارکی که جزء مرفه ترین کشورها و مردمش جزء شادترین مردم دنیا هستند . 


تو دنیای امروز انرژی جای حساسی رو در معادلات جهانی بازی می کنه و نمی دونم ما داریم با خودمون چی کار می کنیم که داریم این جوری منابع تجدید نشدنیمون رو نابود نابود می کنیم ؟


....


کامنت برگزیده


آقای خونه گفته : دوستی داریم اهل روسیه. برای کاری چند ساله که ایرانه. اغلب اوقات حتی اواخر پائیز که میریم شوفاژهای واحدش خاموشه! میگه هوا که هنوز اونقدر سرد نشده!! ولی لباسهایی که میپوشه رو باید ببینین. میگه یه ضرب‌المثل روسی هست به این مضمون: هوای سرد و گرم وجود نداره، لباس مناسب و نامناسبه که باعث میشه هوا سرد یا گرم به نظر بیاد!

گمون نمیکنم تو سیستم آموزشی و فرهنگی ما چیزی راجع به فرهنگ مصرف صحیح (نه لزوماً صرفه‌جویی، اسمی که ایرانی‌ها امل و بی‌کلاس می‌دونن) وجود داشته باشه.


تولستوی بوشهری


                              


برای این شب جمعه ای اگه دلتون خواست برین سینما ، یه فیلم رو بهتون معرفی کنم به اسم تنهای تنهای تنها که ایده خوب و جالبی داره . دوستی یه بچه بوشهری ماهی فروش با یه بچه روس که باباش جزء تیم روسهایی است که برای نیروگاه اتمی بوشهر کار می کنن در حالی که نه این روسی بلده و نه اون فارسی ! و فضا سازی متفاوتی ازبوشهر که نسبت به فیلمهای امروزه می بینیم و در کنارش استفاده ای به نسبت مناسب از موقعیت سیاسی روز که مذاکرات ایران با گروه 1+5 است .


اما فیلم که تا وسطاش خوب و بامزه پیش می ره یواش یواش می افته تو دست انداز و از شروع یک چهارم پایانی فیلم ، می افته به وقت تلف کردن و کش اومدن و گذاشتن جملات گنده گنده تو دهن کودک دبستانی ماهیگیر ما و سانتی مانتالیسمش شدیدا می زنه بالا در حالی که من تماشاگر ما به ازایی در قبالش ندیدم و نمی دونم این موج احساسات آخر فیلم که بازیگرها نشون میدن اصلا برای چیه واقعا ؟!


اما مجموعا دیدن این فیلم رو برای کسایی که می خوان یه فیلم به نسبت متفاوت با جریان امروز سینمای ایران ببینن ، توصیه می کنم ، مخصوصا  تماشای بازی اون بچه بوشهری و بامزه حرف زدن اون بچه روس رو .


....


کامنت برگزیده


سهیل گفته : اون حرفها که تو دهن بچه بود نه این که خوانده بود
فقط اسم ها رو شنیده بود
و گنده پرانی می کرد
نشان به آن نشان که سر مدرسه به معلم هایش فهماند
که روسی بلد است!!!
و نامه تنهایی اش
دیگر برخواسته از عشق و دستی بود که خود انقلابی در آدم ایجاد می کند. 


تاخیر فاز تاریخی ما




بالاخره و به دلیلی نامعلوم نه حسن روحانی به مراسم تدفین و بزرگداشت نلسون ماندلا رفت و نه حتی هیچ یک دیگر از مقامات رده پایین تر ! در حالی که در تصاویری که از اون مراسم منتشر شده هر آدمی که برای خودش اسم و رسمی داشته اونجا حضور داشت . از کل روسای جمهور قدیم و جدید آمریکا گرفته  ، تا فرانسه و انگلیس و دانمارک . از مقامات مذهبی بلند پایه واتیکان گرفته تا دبیرکل های سازمان ملل . از حامد کرزی افغانستان گرفته تا روسای کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا .


فقط ما نبودیم و نمی دونم چرا ؟ تو این چند روز اخیر ،من و امثال من زیاد به فواید این سفر اشاره کردیم و در جاهای مختلف از روزنامه و خبرگزاری گرفته تا مصاحبه و وبلاگ ،که هیچ تاثیری نداشت که نداشت و من واقعا متاسفم .


من با این که به بسیاری از کارهای احمدی نژاد انتقاد دارم ولی فی المثل در همچین مورد مشابهی به مراسم تدفین چاوز رفت . در حالی که مقام نلسون ماندلا کجا و مقام چاوز کجا ؟ این چیزی بود که روحانی باید انجام می داد و حداقل نوعی پرستیژ برای خودش و کشورش به ارمغان می آورد .


به نظر من چیزی که هست ما ایرانی ها از بالا تا پایینمون در اتفاقات ناگهانی قادر به تصمیم گیری سریع و به موقع نیستیم و این قدر محافظه کارانه دو دو تا چهارتا می کنیم که فرصت ها مثل باد از دست میره .


اوه البته ببخشین . هجوم بی فاصله مون رو به صفحه فیس بوک مسی و فرناندا لیما و به گند کشیدن این صفحات ، رو یادم رفته بود . رفلکسمون این جا بیست بود !!


پیوست : مجموعه عکسی رو از مقامات شرکت کننده در مراسم می تونین این جا تماشا کنین .


....

کامنت برگزیده 


ترمه گفته : با اطمینان میگم قضیه تاخیر فاز و بی توجهی نیست. اصلا هم انتظار نداشتم شرکت کردن احمدی نژاد در مراسم چاوز رو به عنوان نمونه مطرح کنید! (این کجا و آن کجا!!!)
من هم دوست داشتم آقای روحانی هم به عنوان نماینده ی من و کشورم توی اون مراسم شرکت می کرد. چرا خودش دوست نداشته باشه؟ چطور ممکنه رئیس جمهور نسبت به این مراسم مهم بی توجه باشه و افتخار حضور توی این مراسم رو از دست بده؟ چه دلیلی داره؟؟؟؟؟؟
یادمه دوره ی اصلاحات و حتی تا چهار سال بعدش من یکی از کسایی بودم که خیلی به خاتمی اعتراض می کردم و گاهی اون رو مقصر می دونستم اما رخدادهای چهار سال گذشته و به خصوص انتخابات 92 بهم نشون داد که بهتره کمی هم به خرد بزرگترهای دلسوز اعتماد کنم. شرایط واقعی با چیزی که من می بینم و توقع دارم متفاوته.

حاج حسین شریف


                


"سخنان شریعتمداری با شورو هیجان دانشجویان روبرو شد و یکصدا فریاد حاج حسین دوستت داریم سردادند" . این توصیفی بود که روزنامه کیهان از سخنرانی شریعتمداری در دانشگاه صنعتی شریف کرد !! سخنرانی ای که سراسر شعار علیه مشی او و روزنامه تحت امرش بود و بارها به متلک گویی حاج حسین به دانش جویان شعاردهنده انجامید به طور مثال جایی گفت "شما مدیون بچه حزبی‌اللهی‌ها هستید که ولی نعمت شمایند ، زیرا اینها روز حادثه کف خیابانها بودند، اما شما در آن زمان داشتید شیرکاکائو و شیر قهوه‌تان را می‌خوردید!"  می توانید کل کل های دانشجوها و شریعتمداری را در این لینک بخوانید .


. . .


راستش برای امروز متنی تحلیلی را درباره حسین شریعتمداری و منش و روش او نوشته بودم که می خواستم در ادامه پاراگراف بالا بگذارم تا بخوانید اما . . . راستش هر چه خواندمش و بیشتر رویش تعمق کردم دیدم با توجه به شرایط موجود ،متنی است به قول فردوسی پور فرامنشوری و غیر قابل پخش . پس خودم به دست خودم پاکش کردم و فلذا دست به نقد همین پارگراف اول را از بنده بپذیرید و این دو عکس که در یکی سیدمحمد خاتمی را نشان می دهد که دیروز در دفتر یادبود نلسون ماندلا را در سفارت آفریقای جنوبی نوشت و در دومی دست خط بسیار زیبای او را از نزدیک می بینیم .


        
         


به امید آن که روزی ام که بشود بدون لکنت زبان حرف زد !