کافه رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

کافه رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

اقتصاد منتظر

 

ده پونزده روزیه که اوضاع کارم خیلی راکده و این جوری که پیش می ره و بوش میاد همه دست نگه داشتن ببینن که کی قراره بره رئیس دولت شه .   

 

متاسفانه طبیعی هم هست . نه این که 80% اقتصادمون دست دولته و دولت هم درست کار نکنه همه بخشها می خوابن و الآن هم هیچ مدیر دولتی ای هم دست و دلش به کار نمی ره و هیچ کار درست درمونی انجام نمی شه (جز کارهای رفع تکلیفی و باری به هر جهتی ) وضع همینه که هست . به قول ترک ها بودور که واردی . 

 

همه فقط صبح می رن کارت می زنن و عصر برمی گردن خونه شون ،چون می دونن دوره بعد دیگه سر اون کار نیستن و برای چی باید خودشون رو خسته کنن ؟ 

 

و حالا تکلیف مای بیچاره بخش خصوصی که باید کار کنیم تا درآمد داشته باشیم و کارمند نیستیم چیه معلوم نیست والا ؟!

 

 

نظرات 5 + ارسال نظر
ترمه یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:16

البته بعضی از خصوصی ها برعکس هستند. الان اوج بدبختیه. همه ی مدیرهای دولتی می خوان پروژه ها مرحله ی نصب و راه اندازی و بهره برداری رو هم رد کنن تا بتونن اونها رو به کارنامه شون اضافه کنن. این یعنی ما افتادیم رو دور تند.

خب باز اگه این جوری باشه بدک نیست ولی مدیرای شما تو اقلیت اند . این برآیند ضعیف رو من تو بازار دارم می بینیم

ترمه یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:05

البته من از نظر حجم کاری گفتم. همه ی این کارها مربوط به پروژه های گذشته هستن. فرمایش شما کاملا صحیحه و هیچ پروژه ی جدیدی در کار نیست. به صورت واضحی همه ی کارها قفل شده. امیدوارم این انتخابات گره از کار فرو بسته ی ما بگشاید!

خوشبیتی اونم از ترمه خانوم؟!!!

sanjaghak یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 14:45 http://www.sanjaghak2011.blogfa.com

سلام دوست من
نمیدونم این دوست عزیزمون ...ترمه...چرا به این انتخابات دلخوشه؟!
منکه مردی که بتونه با برنامه های اصولیش مملکت رو از این بن بست نجات بده نمی بینم....
برنامه ای ندارن این عزیزان...حرفایی که اونا تو منظره ها می زنن هر ایرونی روزنامه خون و اخبار گوش کنی به صورت کلی میتونه بزنه....
من که خیلی نگرانم و بهتری رو برای اینده پیش بینی نمی کنم دوست من....

ترمه دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:40

سنجاقک عزیزم. من دلخوش نیستم. در واقع تا روز جمعه کاملا ناامید و درب و داغون بودم. اما توی مناظره حرفهایی بود که نظرم رو عوض کرد. در واقع بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم.
حالا منظورم از بهبود این نیست که یهو همه چی زیر و رو میشه و معجزه میشه و ... . در ضمن من اعتقاد ندارم که الان مشکل اصلی ما بی برنامه بودنه. مشکل فوری و اورژانسی و حیاتی ما توی رابطه مون با دنیاست.
شاید هم امیدواری من توهمی بیش نیست.

مهتاب دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:32

بیا یه چند روزی امیدوار باشیم ترمه جان

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد