کافه رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

کافه رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

تقدیر و تشکر !



می خواستم از تمام دوستایی که تو این چند روز زحمت کشیدن و درباره پرستار بچه نظر دادن و راهنمایی کردن تشکر کنم که وقت گذاشتن و محبت فراوون کردند و ببخشن که نشد این روزها پای همون کامنتها جوابشون رو بدم که گرفتاری هایی بود وهمون طور که ذکرش رفت حال روحی چندان مساعدی هم نداشتم .


 ما فعلا تصمیم رو بر این قرار دادیم که باران دنبال یه نفر دیگه برای دفترش بگرده که استخدام کنه و تا این مدت که اون شخص مورد نظر پیدا بشه و یواش یواش کار رو هم یاد بگیره ، فعلا از اطرافیان برای نگهداری از بچه ها کمک بگیریم تا کم تر نیاز به حضور مستقیم تر باران باشه . امسال هم بگذره و ببینیم چه باید بکنیم .


خبرهای خوبی هم که از جهت سیاسی و بعد اقتصادی داریم می شنویم . واقعا دست مریزاد دارن این تیم شیخ حسن . تو این 3ماهه که خوب فعالیت کردن و با سیاست و درایت جلو رفتن . آفرین و صد باریکلای مخصوص به جوادآقای خودمون .

فعلا زیاده دیگه عرضی نیست .تا پست بعدی به درود .



 

قرص آرامبخش من


چن روزیه که بی حوصله و الکی عصبانیم بنده .  عمدتا سر کار که هستم بی خودی و با خودی نسبت به اطرافم گیر می دم و اوقاتم تلخه . حتی حوصله نداشتم که به کامنتهای پست پیدا کردن پرستار بچه عین آدم حسابی بشینم جواب بدم و فقط خوندمشون .


یعنی یه همچین اخلاق گندی داشتم این چن روز . اما 


دیروز این عکس دانیال رو که ماه قبل ازش گرفته بودیم رو انداختم رو صفحه دسکتاپ کامپیوترم . یه کمی که عصبانی می شم یه نکاهی به این وروجک می اندازم و عصبانیتم می خوابه و لبخندی زده و اوقاتم ردیف میشه !




بیبی سیترم آرزوست !


اگه یادتون باشه ،عیال بنده باران خانوم ، یک عدد دفتر بیمه دارند. باران قبل از تولد اولین بچه ،کارمند بود ولی بعد ازفارغ شدن ، از اون کارش استعفا داد و مدتی زن خونه دار شد . وقتی بنی دیگه حسابی از آب و گل در اومد و ما دنبال کاری براش می گشتیم دیدیم که نمایندگی بیمه خوب چیزیه که وقتش دست خودشه و بعد از گذشتن از چندین و چند خوان مجوز نمایندگی رو گرفت و از 3سال قبل به ابن طرف ،این نمایندگی بیمه رو با شراکت یکی از دوستاش راه اندازی کرد و بنیامین هم که دیگه بزرگتر شده بود رو می ذاشت مهدکودک .


کارش داشت یواش یواش رونق می گرفت که دوتا مورد پیش اومد . اول این که باردار شد و بعد دنی دنیا اومد و دوم این که شریکش از اون جا به کار دیگه ای رفت و عملا دست و بالش بسته شد .  شانسی که آورد یه ماه قبل از فارغ شدنش خانومی رو تونست گیر بیاره و تا حدودی کارهای اولیه و چم و خم رو یادش داد و دفتر رو از بسته شدن نجات داد . البته همیشه باهاش در تماسه و راهنمایی های لازم رو بهش می ده ولی به خاطر دو تا پسرمون نمی تونه 6دونگ اونجا حضور فعال داشه باشه . کار آزاد هم مخصوصا اوائلش ،جوریه که باید حتما خودت باشی تا کار بیافته روی غلطک .  خب دانیال هم کوچیکه و ما اطرافمون ،کسی رو نداریم که بخواد ازش همیشه مراقبت کنه .بنابراین باید باران بمونه توی خونه و با این وجود همین بودن اون کارمندخانوم هم بود که کارش به شکل کجدار و مریز پیش می ره و منتظریم که دانیال حداقل 3 ساله بشه ما بتونیم بذاریمش مهد .


اما . . .


دیروز باران بهم زنگ زد که ای وای کارمند خانوم  می خواد از پیش ما بره و چی کار باید بکنیم ؟ یه جورایی ناگهانی شد و مام موندیم که چکار باید بکنیم اصلا . یکی از اولین گزینه ها طبیعتا اینه که باران خودش بره سرکار ولی بچه ها رو باید چیکار کنیم ؟این جا بود که به فکر پرستار بچه ها برای توی خونه افتادیم .


والا تو این زمینه یه کمی تحقیقات اینترنتی که کردم اولین گزینه من وبلاگ عطیه عزیز بود که اطلاعات خوبی از تجربیات خودش رو نوشته بود و چندجای دیگه هم بررسی کردم و یه چیزای مختصری به دست آوردم . ولی هنوز هم نمی دونم از کجا میشه یه خانوم معتمد پیدا کرد که آدم بچه اش رو بده دستش ؟ راستش هرجوری فکر می کنم یه دلهره ای دارم که اصلا این کار درسته ؟ از طرفی کارش هم حیفه که از دستش بده و خلاصه مونده ایم سفیل و سرگردون .


تجربه ای ، پیشنهادی ، نظری ، راهنمایی ای ؟


 

100 روز تمام شد


                                                           

حسن روحانی وقتی پیروز انتخابات شد گفت : «دولت در شروع کارش در 100 روز اول، تلاش خواهد کرد واقعیات کشور را به مردم، مقام معظم رهبری و نمایندگان ملت عرضه کند و بگوید که چه چیزی را تحویل گرفته و راه حل را چگونه می بیند.» دولت روحانی 12مرداد شروع به کار کرد و دیروز 20آبان ، آن 100روز به پایان رسید .


وقتی احمدی نژاد رئیس دولت بود چنان آمارهای فضایی ای از پیشرفت و رکوردشکنی ارائه می کرد که شنونده بی اطلاع پیش خود گمان می برد که همین امسال یا سال دیگر است که ایران به بالاترین سطح ثروت و رفاه و احترام در دنیا برسد و وقتی دولت روحانی مستقر شد حرفهایی این طرف و آن طرف زد که 180درجه با آن آمارها متفاوت بود مثل خزانه خالی و رشد اقتصادی منفی و ابرتورم موجود و . . . نخیر اوضاع این قدر خراب است که نگو و نپرس .


خب حالا این وعده 100روزه و این شما آقای دکتر حسن روحانی ،رئیس جمهور محترم . به شکلی رسمی بفرمایید که چه چیزی تحویل گرفته اید و راه حل را چگونه می بینید .