
این جواب وزیر ارشاد رو بخونین و حالی کنین .
وزیر ارشاد در پاسخ به این پرسش که « آیا ممکن است شرایطی رقم بخورد که دسترسی راحتی به فیس بوک به وجود بیاید؟» گفت: مگر در حال حاضر دسترسی راحت نیست؟! نه تنها فیس بوک بلکه سایر شبکه ها اجتماعی نیز باید قابل دسترسی باشند و قید غیرقانونی برای دسترسی به آنها برداشته شود.
موندم که آخه این چه قانون مزخرفیه که شهرداری داره که اگه خونه ای بخواد ساخته بشه ماشینای سنگینش باید از نصف شب تا سر صبح بغرن و در و دیوار رو و آدم رو بلرزونن . همسایه های اون خونه ها چه گناهی دارن؟ والا ما آسایش نداریم . تو این 8 سالی که تو این خونه بودیم بی اغراق بگم که سالی نشده که 2تا خونه اطرافمون خراب نشه و جاش یه ساختمون گنده نره بالا و خب شما فکر کن که همین سر و صدا و تیرآهن ریختن و کار کردن بلدوزر و لودرها و خاک برداری ها توی نیمه های شب چقده جان فرسات ؟
حالا آدم ، مریض داشته باشه یا بچه کوچیک داشته باشه که به سختی خوابونده باشینش ( که ما دیشب هردوش رو باهم داشتیم !) ببین که چقده روح نواز می تونه باشه ؟
زیاد اهل دیدن فیلمای ترسناک نیستم . فیلمای اسلشری یا همون خون و دل و روده و مغز پاشیده شده روی دیوار و شکنجه دادن های مازوخیسمی که اصلا و ابدا . البته شده که جایی بوده و تماشایی هم کرده ام ولی این که دنبالش باشم و برم بخرم و تماشا کنم ، نه . شاید استثنای اون قسمت اول اره بود و بس . بیشتر درام ببین هستم تا ژانرهای دیگه.
اما چند هفته ایه که شدیدا حس می کنم فیلم ترسناک خونم پایین اومده و بدجوری نیازمند اینم که یه همچین فیلمی ببینم و حسابی دلهره بگیرتم و بترسم! خب من دنبال فیلم ترسناک و به معنی واقعی دلهره آور بودم و از اسلشری هم گریزون که بهم پیشنهاد شد فیلم احضار The Conjuring محصول2013رو بگیرم و ببینم . مام تهیه اش کردیم و شب که شد و بچه ها رو خوابوندیم با باران خانوم نشستیم به تماشا .
توی ژانر دلهره واقعا کار خوبی بود و از عنصر ناآگاهی مای بیننده خوب بهره می برد و این بیشتر به آدم دلهره می ده تا این که بدونی با چه هیولایی در ارتباطی .( ناآگاهی توانایست؟! )ما راستش کمی تا قسمتی جاهاییش خوف هم کردیم . بماند که باران خانوم به مناسبت جیغهای کوتاهی هم عنایت می فرمودن . خلاصه داستانی که توی سایتای سینمایی نوشته شده اینه : دو متخصص مشهور امور ماوراءالطبیعه برای کمک به خانواده ای که در یک خانه روستایی قربانی روح های موجود در خانه شده اند می روند و ....
منم بیشتر از این نمی گم که اگه طالب شدین تماشا کنین داستان لو نره .
از سالها پیش به این طرف عادتی ناخوشآیند کردم که سالی چند تا از دوستام رو تقریبا برای همیشه از دست بدم . ایران رو به مقصد یه جایی ترک می کنن و برای همیشه می ذارن می رن . آمریکا ، کانادا ، مالزی ، ترکیه ، آلمان ، دانمارک ، سوئد ، فرانسه ، اتریش و چند تا جای دیگه مقصدهای اینهاست . عده ای از طریق ادامه تحصیل رفتند و دیگه برنگشتند ، عده ای پناهنده مذهبی یا اجتماعی شدند ، عده ای مهاجرت قانونی کردند ، عده ای ویزای کار درست کردند و رفتند و همین جوری رفتند که رفتند و دیگه هم برنگشتند .
یعنی می خوام بگم به طور قاطع و 100% امکان نداره دوستی رفته باشه و بعد چن وقت برگشته باشه به مام میهن . هفته قبل هم دو تا از نزدیک ترین دوستام به اروپا رفتند و خودشون می گفتند که برای مدتی میرن و من در دلم پوزخندی تلخ می زدم که بله برای مدتی به اندازه طول یک عمر !
گرفتاری عمده این جاست که همه اینهایی که من می شناسم و رفتند نیروهای کیفی و به درد بخور این کشور بودند . توشون یه نفر تنبل و بی سواد نبود . همه شون تحصیلات عالیه داشتند و پر کار و با انرژی بودند ولی برای ادامه زندگی جای دیگه رو انتخاب کردن غیر از زادکاهشون .
نمی دونم فیلم Elysium (بهشت) رو دیدین یا نه . داستان فیلم 150سال دیگه رخ میده و عده ای از نخبه ها و ثروتمندها رو نشون میده که زمین آلوده و گرفتار رو ترک کردند و در یه ایستگاه فضایی نزدیک به زمین زندگی ای رویایی برای خودشون دست و پا کردند . از اون طرف زمین رو هم می بینیم که مردمش تو گرفتاری خودشون دست و پا می زنند و اوضاعشون روز به روز بدتر هم میشه و ....
این فیلم یه جورایی من رو یاد موقعیت فعلی مملکتمون انداخت ، نخبه ها و کارآفرینهایی که میرن و خلاقیتشون رو برای کشورها و مردم دیگه صرف می کنند و کشوری که روز به روز و نسل به نسل سطح هوشی و پشتکاریشون پایین تر خواهد اومد .
اما بعد از این همه ناراحتی امروز خبری هم بهم رسید که امید آفرین بود . 2 تا از دوستام بعد از درس خوندن و دکترا گرفتن این هفته دارن به ایران بر می گردن . در حالی که اصلا اجباری هم نداشتن و شرایط کار براشون در همون کشور محیا هم بود . شاید این می تونه روزنه امیدی باشه . نمی تونه ؟
آقای دولت تدبیر و امید ، حتما یادتون هست که استادشهید مرتضی مطهری که رهبرکبیرانقلاب، امام خمینی، همه آثار ایشان را به طور اخص ،تایید کرده است ، جایی گفته بود که : «. . . یک کرسی اختصاص به مارکسیسم بدهید. نه این که مارکسیسم یا بخش اعتقادی و فلسفی و منطقی اش (ماتریالیسم دیالکتیک) را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه بروید استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته باشد و مؤمن به مارکسیسم باشد، ماتریالیسم دیالکتیک را شناخته باشد و معتقد به آن باشد و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد، به هر قیمتی شده پیدا کنید، حقوق گزاف به او بدهید بیاید در همین دانشکده ی الهیات اینها را تدریس کند. بعد ما هم می آییم، حرفی اگر داشته باشیم ،می گوییم و منطقمان را عرضه می داریم. هیچ کس هم مجبور نیست که منطق ما یا منطق آنها را بپذیرد. . . »
خب وقتی ایشون راجع به انکار خدا همچین دید
بازی داشته و ادله خودشون رو این قده قوی می دونستن ،دیگه تکلیف امثال مقاله
روزنامه بهار درباره امامت حضرت علی که به مناسبت عید غدیر منتشر شد و منجر به
توقیفش شد که روشنه . من خود مقاله رو نخوندم ولی 100% بالاتر از انکار خدا نبوده
که ! ولی به دستور هیأت نظارت بر مطبوعات که مستقر در وزرات ارشاد شماست توقیف
شده .هیات نظارتی که از 7عضوش ، 4نفرشون از دولت شما هستند .
بهتر نبود ، کارشناسانه تر نبود که در پاسخ به مقاله اونها شماها هم مقالاتی در رد نظر ایشون می دادین و این جوری حرفتون رو اثبات می کردین ؟ نه با بستن کامل یک روزنامه ؟
آقای دولت تدبیر و امید محترم ، ما می فهمیم که شما زیر فشارهای خردکننده اقتصادی به جا مانده از دولت قبلی هستی و شاید نمی خواهی گرفتاری جدیدی برای خودت باز کنی و به خیل مخالفان ثروتمند و قدرتمندت، تعدادی دیگر نیز بیافزایی . اما این حق رو به ما هم بدهید که در کنار انتظار برای گشایش های سیاسی و اقتصادی ،گشایش فرهنگی را هم شاهد باشیم .راه را بر تضارب آراء نبندید.