یکی از شاهان قدیم در بیابانی شبگیر گردید و از قضا گذارش به کلبه دهاتی ای فقیر و بی چیز افتاد ، تا شب را در کلبه به صبح رساند. وقتی موقع خوابیدن رسید بالاپوشی خواست تا روی خود بیندازد. چون دهاتی لحافی نداشت گفت: « ای پادشاه عظیم الشان ، ما از مال دنیا چیزی نداریم تا چه رسد به بالا پوش شب . اگر خواهی پالان خری بیاورم تا روی خود بگذاری و از گزند سرمای شبانه این دیار برهی .» شاه گفت : « من هرگز چنین کاری را نخواهم کرد و چنین چیزی را روی خود نمی اندازم و با همین لباس خودم می خوابم .» دهاتی گفت : « ای سلطان هوای این جا غیر از هوای قصر است ، نیمه های شب که می شود به طوری هوای این دیار سرد می شود که گویی نسیم آن از روی برف برخاسته و شماهرگز با این پوشاک کم طاقت و تحمل چنین سرمائی را نخواهی آورد.» شاه گفت : « چاره چیست؟ سرما خوردن بهتر از ان است که انسان در جلد خری برود.»
سحر شد و سردی شدت یافت شاه از خواب بیدار شد . دید دندان هایش از زور سردی هوا به هم می خورد ، بدنش می لرزد و تاب تحمل از کفش بیرون رفته . باز به هر نحوی بود ساعتی دیگر خود را نگاه داشت و با آن سرمای شدید ساخت ، ولی همین که موقع طلوع فجر رسید و برودت هوا بر شدت خود افزود ، بیچاره شاه از روی اضطرار و بیچارگی بانگ می زندو دهاتی را طلبیده به وی می گوید:
« ای دهاتی ، همان را که سر شب گفتی بیار ولی اسمش را نیار».
دوستان عزیز و همراهان همیشگی کافه رگبار ، حکایت ما مردم نیز جز این پادشاه نیست که بسیار کارها می کنیم ولی درباره اش حرف نمی زنیم و همین باعث می شود که بسیاری از آن بسیارکارها را غلط ، ناقص و اشتباه انجام دهیم . خود بنده تا به این سن که رسیده ام یکبار نشد پدرم درباره مسائل 18+ با من صحبت کرده باشد و رهنمود داده باشد . همه را من از همسن و سالهای خود و همین طور با آزمون و خطا آموختم و چه بسا اشتباهات بسیاری هم در این گونه رفتارها داشته باشم که نهادی ( چه خانواده و چه جامعه ) نیامده و به طور رسمی و علمی این گونه مسائل را آموزش دهد .
حالا من در پست قبل چند روش برای بوسیدن بهتر زوجین ، که 100% باعث افزایش دهنده مهر و محبت آنها و دوام و قوام خانواده می شود را ارائه دادم و هیچ جواب مساعدی از بین کامنتهای شما نگرفتم که از تهدید به بستن و فیلتر کردن داشتم تا نصیحتهای مشفقانه که این چی بود نوشتی آخه ؟
همون طور که در سر در این کافه نوشته ام این جا من از زندگی می نویسم ، زندگی از نظر من توش سیاست کلان هست ، حفاظت ار محیط زیست هست ، هنر و ادبیات هست و روابط انسانی و احساسی بین افراد هم هست .
خداوند همه ما را هدایت کند . والسلام علیکم و رحمه ا.. و برکاته
آقا این فوق لیسانس با لیسانس تومنی دوزار فرق داره ها .
مهمترین فرقشم اینه که خیلی وقت گیره . یعنی یه ساعت می ری سر کلاس ، اقلا باید 5 ساعت روی ارائه و مقاله و پرزنت و این قرتی بازی ها کار کنی . به خدا ما تو 4 سال لیسانس اگر کلا 3 بار یه چیزی تو کلاس ارائه داده باشیم . تو همین دو ماه اخیر باید 4تا آماده و تحویل بدم.
حالا خدا باز بابای اینترنت و مخترعش رو بیامرزه که می تونیم همین جا بشینیم و سرچ کنیم . قبل از اون بود که لابد همش باید تو کتابخونه لای این کتاب رو باز می کردیم لای اون کتاب رو !!