X
تبلیغات
رایتل

رگبار

اهل طهرانم . روزگارم بد نیست . . .

نوشتن ، از کاغذ تا کندو



مصاحبه مجله اینترنتی هنرلند با من درباره نوشتن


علی بیتاژیان متولد آذر ماه سال ۱۳۵۰در تهران است. وی مدرک کارشناسی ارشد مدیریت محیط زیست دارد. در خانواده ای اهل مطالعه بزرگ شد و در مدرسه ای به مدیریت خانم توران میرهادی درس خوانده که همین باعث علاقه ی وی به کتابخوانی شده. از ده سال قبل به طور جدی دست به قلم شد و نوشتن را ابتدا با وبلاگ نویسی شروع کرد. علی بیتاژیان وبلاگی به نام “کافه رگبار” به راه انداخت که در آن مطالب گوناگون ادبی ، محیط زیستی، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی می نوشت. وی ترجمه ی سلیسی هم از قرآن انجام داد. اولین رمان وی با نام “برگ های سبز بید” از انتشارات البرز به چاپ رسید. آنچه در زیر می خوانید، حاصل گفتگوی من با علی بیتاژیان در زمینه ادبیات و نوشتن است:


هنرلند: آقای بیتاژیان ، چه شد که از مدیریت محیط زیست به نوشتن روی آوردید؟

-در واقع من از نوشتن به مدیریت محیط زیست روی آوردم ! دو علاقه ای که من داشتم که اولیش ادبیات داستانی بود و مجموعا هر نوع کتابی و دومی عشق به طبیعت و محیط زیست زیبای اون باعث شد که در کنار حرفه خودم هردوی این ها را در کنار هم داشته باشم . علاقه من به ادبیات همیشه بود و تا دلتان بخواهد کتاب می خواندم ولی خب به طور جدی ۱۰ سالی هست که مشغول نوشتنم.

هنرلند :در مورد وبلاگی که داشتید بگوئید . آیا هنوز هم آن را ادامه میدهید؟

-اسم وبلاگ کافه رگبار هست . این وبلاگ در دوره ای که وبلاگ نویسی رونق فراوان داشت شروع شد و هنوز هم تعطیلش نکرده ام به رغم این که رسانه های دیگری مثل اینستاگرام و تلگرام جایگزین شده اند . البته دیگر کم تر در آن می نویسم . در وبلاگم چند موضوع داشتم یکی خودنوشت بود که درباره خودم و خانواده ام بود . یکی ادبیات بود یکی محیط زیست یکی اقتصاد دیگری سیاست و مسائل اجتماع .اگر یادتان باشد در وبلاگستان اکثر افراد هویت های مجازی ای داشتند که برای خودشان انتخاب کرده بودند و تقریبا بدون دغدغه و ترس از قضاوت دیگران در آن بدون سانسور شخصی می نوشتند ومی شود گفت آن فضا دیگر تکرار نشد و الان این فضای جدید دیگر آن شفافی سابق را ندارد.


هنرلند: ژانر رمان “برگهای سبز بید” چیست و چه طیفی از مخاطبان را در بر میگیرد؟

-این رمان درامی عاشقانه است در حوزه اجتماع و محیط زیست و مخاطبین اصلیش جوانان بین ۱۵ تا ۳۵ سال را دربر میگیرد.

هنرلند: آیا شما هم در روند چاپ و پخش کتابتان درگیر مشکلات رایج مولف و ناشر شدید؟

-دقیقا . درگیر شدم . مدتی در پی یافتن ناشر خوب و شناخته شده ای بودم که به طور حرفه ای کتاب را خودش چاپ و پخش کند . از زمانی که با نشر البرز قرار داد بستم تا زمانی که کتاب به چاپ برسد دو سه سال طول کشید . یکی دو سال درگیر خود انتشاراتی شدم . کارهایی مثل انتظار برای نوبت چاپ ، ویراستاری کتاب که یکی دو بار به اشتباه انجام شد و بار سوم بسیار طولانی شد و ماه ها هم منتظر جواز انتشار از وزارت ارشاد شدم که نهایتا با اصلاحیه های زیادی عودت دادند که مجبور به اعمال آنها شدم .که اعمال شد و بعد ناشر توانست کتاب را چاپ کند.

هنرلند: گفتید که برای نوشتن دوره نگذراندید. آیا اساسن با دوره های داستان نویسی مخالف هستید؟

-اصلا مخالف نیستم . هر کسی راهی را انتخاب کرده برای نوشتن و این هم راه من بود . طبیعتا در این کلاسها هم اساتید خوب و دوره های خوب داریم و همین طور اساتید بد و دوره های بدتر . اما چیزی که طی این سالها مواجه شده ام این است که بسیاری از کسانی که در کلاسهای داستان نویسی شرکت می کنند خیلی اتو کشیده و آنکادر شده می نویسند و کم تر از داخلشان نویسنده سرشناسی بیرون آمده و از آن طرف می بینم که بسیاری از بزرگان ادبیات چندان کلاسی نرفته اند . خود من بعد از چند سال قلم زدن احساس کردم بد نیست آکادمیک تر چیزهایی را بدانم و رفتم سراغ کتابهایی که درباره آموزش رمان نویسی هست و آن ها را مطالعه کردم . اگر بخواهم درباره این کلاسهای توصیه ای به دوستان بکنم این است که ابتدا به ساکن سراغ این کلاسها نروند . بنویسند و بنویسند و بسیار بسیار بخوانند وبعد از مدتی کار عملی کردن بروند اگر فکر می کنند نیاز دارند .


هنرلند: در مورد تجربه ترجمه قرآن بگوئید. آیا آن را به چاپ رساندید؟


خب ، در دوره ای از زندگی آدم به شدت مذهبی ای بودم و همیشه این فکر با من بود که چرا نمی توانم با قرآن به عنوان اصلی ترین منبع دین مانوس باشم . علتش این بود که نمی فهمیدم که چه می گوید و این مشکل خیلی از مومنین بوده و هست .من کامل کامل عربی نمی دانستم و نمی توانستم با متن اصلی ارتباط برقرار کنم البته با ترجمه های فارسی می شد این کار را کرد ولی آنها هم دارای این ایراد هستند که ترجمه سلیسی نشده اند و بیشتر تحت اللفظی هستند و کسی که آنها را مطالعه می کند با متن اصلی چندان ارتباط برقرار نمی کند . تصمیم گرفتم که برای خودم قرآن را ترجمه سلیس و روان کنم . به ترجمه های گوناگو ن مراجعه کردم ، به تفاسیر قرآن ، به شان نزول ها . سپس سوره به سوره پیش رفتم و ترجمه ها را با شرح و بسط و توجه به موقعیت نازل شده با روانی نوشتم . این کار ۴سال طول کشید . حسن بزرگش برای من این بود که قرآن را کامل کامل خواندم و شرح و بسط برای خودم دادم . این کار را برای دل خودم کرده بودم و برای چاپش هم اقدام نکردم البته شنیده بودم که اجازه چاپ هم شاید ندهند . البته اگر دوستان و اطرافیان از من می خواستند بهشان فایلش را می دادم .

هنرلند: در مورد باشگاه کتابخوانی کندو برایمان بگوئید. آن را از چه زمان و با چه رویکردی راه انداختید؟

عامل بسیار مهمی که نویسنده را ارتقا می دهند این است که کارش مورد نقد قرار گیرد یعنی منتقدین و خوانندگان کار را به دقت بخوانند و نقاط مثبت را بگویند و همین طور نقاط ضعف کار را . اما باز همان طور که می دانید این اتفاق کمتر برای عموم رمان های ایرانی می افتد مگر رمانی که بسیار معروف و یا جنجالی شود .به طور معمول یا تعریف و تمجیدهای غیر حرفه ای ست یا سکوت مطلق و نویسنده معمولا ازبازخورد جدی کارش بی خبر است . برای این کانون که اسمش را گذاشتیم باشگاه کتاب خوانی کندو ، من شخصا عده ای از دوستان نویسنده و منتقد را می شناختم . سال پیش ازشان دعوت کردم که گرد هم جمع شویم برای همچنین کاری که ابتدا مخالفتهایی برای تشکیلش بود مثلا این که نویسنده کتابها برخورد شخصی می کنند و کار به جدل می کشد ولی این کار را شروع کردم و شکرخدا تا حالا که خوب بوده و عموم نویسندگانی که اعلام آمادگی کرده اند با سعه صدر به مطالب گوش داده اند . تاکنون ۶ رمان را مورد بررسی قرار دادیم و چند روز دیگر هفتمین رمان هم نقد خواهد شد. جلساتمان تقریبا ماهی یک بار برگزار می شده که احتمالا با توجه به استقبالی که از این کار شده دو یا سه هفته یک بار خواهد شد.

هنرلند: بازخورد مخاطبان با رمان اولتان چگونه بود ؟

مجموعا راضی بودم مخصوصا همان طور که فرمودین رمان اول بود و برای مخاطبین نامی جدید محسوب می شدم . رمان عاشقانه ای بود که یک نویسنده مرد نوشته بود که روال نیست و معمولا این ژانر قلمرو نویسندگان زن می باشد برای همین حتما خواننده کمتر سراغ این کتاب می رفت ولی برخود خوانندگان جالب بود . سعی کرده بودم که صرفا عشق و عاشقی مطرح نشود و به محیط زیست و آدمهای اجتماع هم بپردازم و مخاطبین اثر به این موضوع توجه کرده بودند و این در چند جلسه نقدی که طی یک سالی که از چاپ این رمان گذشته و بازخوردهای مثبتی که داشته ام متوجه شدم .

هنرلند: کار جدید در دست چاپ یا نگارش دارید؟

دو کار جدید دارم . یکی از کارها بن مایه طنز دارد و مجموعه ای از داستان های کوتاه مرتبط به هم است که می شود هر داستانی را مجزا خواند و می شود که مثل رمانی از اول تا آخر هم پیوسته خوانده شود . بخشهای زیادی از این کار نوشته شده و بعد از بازنویسی برای چاپش اقدام می کنم . کار بعدی که الان دارم می نویسم یک رمان است که طرحش را تمام و شخصیتها را هم مشخص کرده ام و یک فصلش را هم نوشته ام و خیلی بهش امید دارم که کار خوب و متفاوتی شود .

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 2 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 10:18 | نویسنده: علی بیتاژیان | چاپ مطلب 1 نظر

9 ساله شدم


امروز 9 ساله شد وبلاگم . یه جور حس نوستالژی واری دارم به این صفحه شخصی ام . از زمانهایی که با نام مستعار می نوشتم مثل همه و اسمم آقای رگبار بود تا الان که با نام خودم قلم می زنم . دیگر در این وبلاگ کمتر اوقاتی مطلب نوشته میشه .گه گاهی سری می زنم و گردو غباری ازش برمی دارم ولی ته دلم هنوز این جا خونه و منزلگاه اول منه . نمی دانم شاید زمانی باز به این جا برگردم . خدا رو چه دیدید؟!!



تاریخ ارسال: دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 09:00 | نویسنده: علی بیتاژیان | چاپ مطلب 1 نظر

بیست و پنج سال قبل





توی دایرکت این پیام رو دیدم : " با سلام و احترام . معلم کلاس اول من علی بیتاژیان نام داشت . می خواستم ببینم شما هستین یا تشابه اسمیه ؟" و با توجه به این که تنها علی بیتاژیان کره زمین خود من هستم می دونستم که تشابه اسمی ای در کار نیست و هیجان زده شدم.

بیست و پنج سال قبل ، توی روستاهای دور افتاده و محروم بلوچستان در دوره ابتدایی تدریس می کردم و از هیچ کدوم از دانش آموزای اون موقع خبری نداشتم . هم این که اون موقع امکانات ارتباطی مثل حالا نبود هم این که خود روستاها دارای بعد مسافت بودند و من دیگه نرفته بودم . چند سالیست با این که خیلی دوست داشتم سفری بکنم به اون مناطق تا به حال نشده بود و این پیام به مدد مایک کراگر ( سازنده اینستاگرام ) به دستم رسید

بهش پیغام دادم و بلافاصله جوابم رو داد و تا اسمش رو گفت کامل یادم اومد کی بود و اسم پدرش چی بود. صمد که اون موقع کلاس اول بود و پسری خیلی مودب و درسخون که الان برای خودش مردی شده و صاحب فرزندان و زندگی مستقل . فوق لیسانس داره می گیره و دبیره  . تلفن هامون رو رد و بدل کردیم و امیدی دارم که بتونم به زودی به اون مناطق دوباره سری بزنم و تجدید خاطره ای کنم .

وقتی این عکس صمد رو می بینم و بزرگی و به عرصه رسیدنش رو ، احساس می کنم که واقعا عمری ازم گذشته ها .

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 13:02 | نویسنده: علی بیتاژیان | چاپ مطلب 3 نظر

سلامت محیط زیست در گرو آینده نگری و هم افزایی جهانی

به مناسبت روز جهانی محیط زیست
فناوری

تهران- ایرنا- محیط زیست به عنوان بستر و محیط زندگی انسان نقش تعیین کننده ای در سلامت روح، جسم و همچنین سطح کیفیت فعالیت های بشر دارد و رشد و توسعه کشورها را تضمین می کند، عرصه ای که تمام افراد جامعه در حفظ و انتقال آن به آیندگان مسوول هستند، بنابراین جهانیان باید با آینده نگری و دیدگاهی فراملی برای حفاظت از آن بکوشند.

حفظ محیط زیست از آلودگی و خطر، امروزه یکی از مهمترین اولویت های انسان ها، سازمان های بین المللی و بیشتر دولت ها است اما در مقابل گروهی نیز وجود دارند که خواسته یا ناخواسته زیست بوم را تخریب می کنند. آلودگی عمدی و سهوی محیط زیست و انقراض گونه های مختلف گیاهی و جانوری از جمله این اقدام های تخریب گرانه بشر است. بر هم زدن نظم طبیعت بیش از هر چیز به دلیل دستیابی به سود و منافع مادی است و صنعتی شدن جوامع نقش بسزایی در افزایش تخریب محیط زیست دارد. در ابن راستا بیشتر آلودگی ها از طرف کشورهایی صورت می گیرد که از درجه اقتصادی و صنعتی بالاتر و پیشرفته تری برخوردارند.

آلودگی روز افزون محیط زیست و نگرانی جهانی از این موضوع بسترساز آن شد تا نشست ها و توافق هایی بین المللی در این ارتباط شکل گیرد. تلاش اولیه در این زمینه به 1972میلادی بازمی گردد. در این سال نشستی جدی برای چاره جویی بحران محیط زیستی در سوئد برگزار شد که نخستین کنفرانس جهانی سازمان ملل متحد درباره انسان و محیط زیست بود و با عنوان «کنوانسیون استکهلم» لقب گرفت. به دلیل اهمیت این رویداد، 15 خرداد (5 ژوئن) به عنوان «روز جهانی محیط زیست» نامگذاری شد.

یکی از مهمترین توافق های صورت گرفته «پروتکل کیوتو» (Kyoto Protocol) است که جهان آن را با نام پیمان کیوتو می شناسد؛ پیمانی با هدف کاهش گازهای گلخانه ‌ای که عامل تغییر آب و هوای کره زمین به شمار می رود. هر چند این پیمان از سال 1992 میلادی منعقد و 15 سال بعد یعنی در سال 2007 میلادی پس از امضای نمایندگان 174 کشور اجرایی شد اما متاسفانه اقدام های آنها تاکنون تا نتیجه مورد نظر فاصله دارد.
شعار جهانی روز محیط زیست در سال جاری « من با طبیعت هستم» انتخاب شده است و این موضوع را به همگان گوشزد می کند که محیط زیست در دنیا حال خوبی ندارد و نیازمند توجه و حمایت بیشتری است.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت فرارسیدن روز جهانی محیط زیست با «علی بیتاژیان»‌ مشاور ارشد انجمن پایشگران حامی محیط زیست به گفت وگو پرداخت.

** ایرنا: مهمترین چالش های حوزه محیط زیست در سطح بین الملل چیست؟
*** بیتاژیان: آلودگی هوا، گرمایش جهانی زمین به دلیل افزایش گازهای گلخانه ای و به طبع آن ایجاد مشکل های مربوط به دسترسی به آب و کم آبی، گسترش بیابانزایی، معضل های ایجاد پسماندهای خانگی، صنعتی و شیمیایی که باعث ایجاد آلودگی آب، خاک و حتی فرسایش آن می شوند، از جمله مهمترین چالش های جهانی در زمینه محیط زیست به شمار می رود.

** ایرنا: سلامت محیط زییست به عنوان مهمترین حق هر جامعه ، تاثیر بسزایی در سلامت روح و روان و همچنین توسعه پایدار کشورها ایفا می کند، کشورهای جهان چه اقدام هایی را برای حفظ زیست بوم انجام داده اند؟
*** بیتاژیان: اکوسیستم به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته نیازمند همکاری های منسجم همه کشورها با یکدیگر است، بنابراین همکاری های ایران با جامعه بین الملل برای حفظ زیست بوم امری ضروری و غیر قابل انکار محسوب می شود. نزدیک به پنج دهه پیش کشورها به منظور پایداری محیط زیست تصمیم گرفتند تا در سایه همکاری با یکدیگر کشورشان را از بحران آلاینده های گوناگون نجات دهند که در این راستا سازمانی زیر نظر سازمان ملل به نام «برنامه محیط زیست سازمان ملل» (UNEP) تشکیل شد و اقدام های مناسبی در این نهاد صورت گرفت. جهانیان برای مهار آلودگی هوا و گرمایش زمین در سال های گذشته پیمان «کیوتو» را منعقد کردند که بر پایه آن متعهد شدند تا میزان تولید گازهای گلخانه ای را به صورت سالیانه کاهش دهند. تهیه محصولاتی با پسماند کم یا بدون پسماند و همچنین استفاده دوباره از برخی مواد دورریز از جمله راهکارهای اندیشیده شده کشورهای گوناگون برای کاهش آلودگی خاک است. برای مهار کم آبی و کنترل مصرف آن نیز در سطح جهان برنامه ریزی هایی صورت گرفت، چون بیشترین میزان آب (بیش از 90 درصد) در بخش کشاورزی صرف می شود، بنابراین کشورها در این حوزه به کاشت محصول های کم مصرف یا استفاده از سیستم های نوین آبیاری همچون روش قطره ای گرایش یافتند.

** ایرنا: در شانزدهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست، ایران و ایتالیا برای همکاری های محیط زیستی هم پیمان شدند؛ این موضوع چقدر می تواند در انتقال فناوری و روش های نوین در بهبود وضعیت محیط زیست ایران موثر باشد؟
*** بیتاژیان: این پیمان اتفاق خوب و تاثیر گذاری در زمینه محیط زیست محسوب می شود، در این نمایشگاه قراردادهایی نیز برای مدیریت پسماند، آلودگی صنعتی آب های جاری و دریاها و بهبود کیفیت آب و هوا به امضا رسید. کشورهای توسعه یافته از فناوری های پیشرفته و روش های نوینی در امر زیست محیطی استفاده می کنند و این فرصت مهمی برای ایران و ایتالیا به شمار می رود تا بتوانند راهکارها و شیوه های خود را در زمینه مقابله با چالش های این حوزه به روز کنند و از تجربه های یکدیگر بهره ببرند. در نمایشگاه بین المللی محیط زیست « یوخن فلاس بارت» قایم مقام وزیر محیط زیست آلمان نیز با «معصومه ابتکار» رییس سازمان محیط زیست ایران درباره ضرورت همکاری های محیط زیستی به گفت وگو پرداخت، این امر نشانگر اهمیت مقوله محیط زیست و تاثیرگذاری فعالیت های کشورها در عرصه جهانی است یعنی همه کشورها در زمینه محیط زیست مسوول هستند.

** ایرنا: معضل مهمی که در ایران وجود دارد، موضوع آلودگی هوای کلانشهر ها و ریزگردهای جنوب کشور است. به نظر شما بهترین راهکار برای بهبود این فضا چیست؟
*** بیتاژیان: بخشی از مشکل ایجاد ریزگردها مربوط به داخل کشور اما قسمت بزرگی از آن خارج از کشور و در عراق ایجاد می شود، از طرفی ترکیه نیز سدهای بزرگی در مسیر دجله و فرات احداث کرد که باعث کاهش آب این رودخانه ها شده است و تنها راه حل برای حل این بحران، دیپلماسی قوی با کشورهای منطقه محسوب می شود. در داخل کشور نیز تالاب های داخلی خشک شده اند در این راستا نیز ضرورت دارد که حق آبه تالاب ها در نظر گرفته شود و از این منبع ها برداشت های بیش از اندازه برای کشاورزی صورت نگیرد. استفاده از فناوری های نوین، استفاده از تجربه و راهکارهای دیگر کشور ها و همچنین به روز رسانی علم و دانش از جمله دیگر اقدام هایی محسوب می شود که در این زمینه تاثیرگذار خواهد بود.

** ایرنا: موضوع حیوان های نادر و کمیاب نیز یکی از موضوع های دیگر محیط زیستی است که در برخی زمان ها درباره شکار آنها در کشور خبرهایی منتشر می شود. چه اقدام هایی برای حفظ و نگهداری از این حیوانات ضروری است و رسالت مردم و مسوولان را در این زمینه چه می دانید؟
*** بیتاژیان: باید بشر به این رشد فکری برسد که برای همه موجودات زنده ارزش قایل شود. حیوان های نادر به دلیل لزوم حفظ تنوع زیستی نباید از میان بروند. همه بخش های طبیعت مانند پازلی هستند که در کنار هم معنا می یابند. زندگی حیوانات کمیاب به دلیل شکار بی رویه، تخریب زیستگاه، آلودگی زیست بوم و ... در معرض خطر قرار دارد. برای پیشگیری از شکار این گونه های نادر که در لیست قرمز شکار قرار دارند، نخستین گام آگاهی بخشی به شکارچیان درباره اهمیت وجودی حیوان ها است. در گام بعدی باید برای پیشگیری از این اقدام راهکارهای تشویقی در نظر گرفت. به عنوان نمونه به شکارچیان آموزش دهند که از آن منطقه به عنوان فرصت گردشگری استفاده کنند و از این مسیر به کسب درآمد بپردازند. در آخر نیز باید ابزارهای تنبیهی در نظر گرفته شود تا افراد با بررسی جریمه های سنگین از این کار منصرف شوند.

** ایرنا: همانطور که می دانید حفظ تالاب ها اکنون به موضوعی رسانه ای و مهم تبدیل شده است. به نظر شما برای حفاظت از این بخش از زیست بود چه برنامه هایی باید تدوین واجرا شود؟
*** بیتاژیان: درباره هامون باید گفت که مهار بحران این تالاب به طور کامل در اختیار ایران نیست و بیشتر در حوزه اختیارهای افغانستان قرار دارد، از این رو چون این کشور با مشکل کمبود آب رو به رو است ،حق آبه ایران را نمی دهد، بنابراین در این زمینه نیز نیاز به دیپلماسی و چانه زنی های منطقه ای احساس می شود. تالاب های داخلی همچون بختگان، گاوخونی و ... که در داخل کشور قرار دارند هم یا به طور کلی نابود شده اند یا در وضعیت بحرانی به سر می برند. بر پایه پژوهش های صورت گرفته به وسیله سازمان محیط زیست، بسیاری از تالاب های داخلی بالای 90 درصد خشک شده اند. تالاب مقوله ای به طور کامل متفاوت از مرداب و باتلاق است و باید تفاوت این موضوع ها به صورت واضح برای مردم بیان شود تا بدانند که این آب ها دارای اکوسیستم بسیار غنی هستند که انواع موجودات زنده در آن زندگی می کنند و نقش مهمی در حاصلخیزی زمین های کشاورزی ایفا می کنند. سدسازی در مسیر رودخانه های ورودی تالاب ها برای انجام فعالیت های کشاورزی باعث نابودی تالاب و گسترش آسیب های ناشی از خشکی آن در بخش وسیعی از منطقه می شود. بنابراین بهترین راهکارها برای حفاظت از تالاب آگاهی بخشی به جامعه و در نظر گرفتن حق آبه آنها است و می توان از آب اضافی که از تالاب ها باقی می مانند برای کشاورزی بهره برد.

*گروه اطلاع رسانی

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 14:14 | نویسنده: علی بیتاژیان | چاپ مطلب 0 نظر

بذر گفتمان



منم مثل خیلی های دیگه زمانی به اوضاع سیاسی به طور جدی علاقمند شدم که انتخابات خرداد 76 می خواست برگزار بشه و سیدمحمد خاتمی برعکس همه پیش بینی ها توی روز دوم خرداد (دقیقا 20سال قبل در چنین روزی) با یه رای قاطع برنده شد . روز به روز علاقه ام بهش بیشتر می شد وقتی می دیدم که چیزهایی می گه و کارهایی می کنه که برای ما ها تازگی داشت . من که اون موقع 25 ساله و مجرد بودم طبیعتا بیشتر به مباحث آزادی بیان و آزادی های مدنی اش علاقمند بودم و گرچه بعدها فهمیدم که در باب اقتصاد سالم و پیشرو چه قدم های بزرگ و خاصی برداشته بود با این که ظاهرا شعارش تقدم توسعه سیاسی بر اقتصادی بود و ما مو می دیدیم و او پیچش مو .

خاطره ای ازش دارم که بی مناسب نیست الان براتون تعریف کنم . در اولین سالگرد دوم خرداد مراسمی برگزار شد توی دانشگاه تهران و من و عده خیلی زیادی از جوونها هم رفتیم . جایی که قرار گرفته بودم خوب بود و می تونستم خاتمی رو از فاصله چند متری ببینم که نشسته بود و منتظر که مراسم شروع بشه و در این حین ما بهش دست تکون می دادیم و اون هم برای ماها همین کار رو می کرد . سخنرانی اش شروع شد و درباره مسائل مختلفی صحبت کرد و رسید به آزادی مطبوعات . در یک سال گذشته یکی از مسئولین قضایی که سمت بالایی هم داشت و اسمش رو نمی برم ، خیلی با جریان غالب مردم و شخص خاتمی مقابله کرده بود و حرفهایی زده بود و کارهایی کرده بود که خشم و غضب طبقه دانشجو و روشنفکر رو برانگیخته بود .. وقتی خاتمی از آزادی گفت جمعیت شروع کردند در حمایت از خاتمی شعار دادن و مرگ بر اون آقا گفتن ( باز هم نمی گم کدوم آقا !) یک دفعه خاتمی دست بلند کرد و بلندتر گفت : از مرگ نگویید از زندگی بگویید ... از مرگ نگویید به زندگی سلام کنیم . یک دفعه جمعیت از اون شور و هیجان افتاد و مرگ بر این و آن قطع شد و خاتمی ادامه سخنرانی اش را انجام داد .

حقیقتش ماها هنگ کرده بودیم که چرا نخواست ازش حمایت بشه . البته ما هم تقصیری نداشتیم که از وقتی چشم باز کرده بودیم برای همه طلب مرگ کرده بودیم . از صدا و سیما شنیده بودیم . توی مدارس هر روز صبح سر صف باید برای تعدادی کشور و آدم طلب مرگ می کردیم و مرگ بر این جا و اون جا می گفتیم . جور دیگه ای ابراز مخالفت انجام نداده بودیم و بلد نبودیم . کسی جور دیگه یادمان نداده بود اما خاتمی نفکری صلح جو و انسان دوست داشت و دنبال گفتمان بود نه فحشمان و کشتمان . بذری رو کاشت که ما چند روز قبل اولین محصولش رو درو کردیم .

سخنرانی تموم شد و دوره های خاتمی هم به اتمام رسید . محبوبیتش گاهی افول کرد و گاهی بالاتر رفت . اما امروز به جرات می تونم بگم که سیدمحمد خاتمی جزء محبوب ترین سیاستمداران ایران است که به یه ویدیوی 3 دقیقه ای که نه از صداو سیما که توی گوشی های کوچیک تلفن میشه دیدش مردم زیادی رو به جهت می ده و هدایت می کنه . 

پاینده و منصور باشه سِدممّدآقا.


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 14:06 | نویسنده: علی بیتاژیان | چاپ مطلب 3 نظر
( تعداد کل: 534 )
   1      2     3     4     5      ...      107   >>
صفحات